تبليغاتX
زبان انگلیسی اسوه علم - Word Stems-2

In The Name Of God

 

 

ادامه مطلب قبلي...

پيشوند و پسوند به ريشه لغات اضافه مي شوند .گاهي اوقات يك ريشه لغت نيز به تنهايي استفاده مي شود، مانند "act".اما بيشتر اوقات يك ريشه لغت فقط هنگامي مي تواند به كار رود كه يك پسوند يا پيشوند داشته باشد.مثلاً "dict" به معني گفتن ،هرگز به تنهايي به كار نمي رود.

بيشتر ريشه هاي لغات در زبان انگليسي از زبان لاتين و يوناني مشتق مي شوند.اگر شما متداولترين آنها را بياموزيد، مي توانيد معاني بسياري از لغات را تجزيه و تحليل كنيد؛

بدون اينكه مجبور به استفاده ازديكشنري باشيد!

 

*مقدمه اي بود راجب به ريشه هاي لغات.

حالا عكس مطلي قبلي كه راجب به suffixes & prefixes   بود،اين دفعه يه جدول بسيار مهم تر از ريشه لغات (با استفاده از كتابStudy Skills) تهيه و تايپ كردم كه ميدم خدمتتون!

 

ادامه مطلب

 

»متداولترين ريشه هاي لغات به ترتيب الفبا:

 

مثال

معنا

ريشه لغت

anthropoid

انسان

anthro

automation

خود

auto

bibliography

كتاب

bibl

chromosome

رنگ

chrome

chronicle

وقت، زمان

chron

cosmology

ترتيب، جهان

cosm

bicycle, cyclist

چرخ، دايره

cycle

edict, predict

گفتن

dic, dict

produce, conduct

هدايت كردن

duc, duct

factory, manufacture, affect, perfect

ساختن

fac, fact, fect

formation, formal

شكل

form

effort, fortify

قوي

fort

geology, geography

زمين

geo

telegram, graphic

نوشتن

gram, graph

heterodox

غير، ديگري

hetero

homology, homonym

يكسان، همان

homo

theology, logical

مطالعه، كلام

log, logy

manual, manufacture

دست

man, manu

maternal, matrimony

مادر

mater, matri

mediator

وسط

medi

permit, missionary

فرستادن

mit, miss

multiply,

بسيار

multi

synonym, nomenclature, nominate

نام

nomen, nym

omniscience, omnipresent

همه

omni

pantheism

همه

pan

paternal, patriarchy

پدر

pater, patri

sympathy

احساس، درد

pathy

philosophy

عشق، دوست داشتن

phil

telephone, phonetic

صدا

phon

transport, export, import

حمل كردن

port

describe, description

نوشتن

scrib, script

sequence, consequently

دنبال كردن

sequ, secut

philosopher, sophistication

عقل، عاقل

soph

taxonomy, tactic, contact

ترتيب

tax, tact

telescope

دور

tele

temporary

وقت، زمان

tempor

attract, contract

كشيدن

tract

convene, invent

امدن، رفتن

vene, vent

convert, conversation

برگشتن، برگرداندن

vert, verse

vocabulary, vocation

صدازدن

voc,vok

involve, voluntarily

گرداندن

volve, volue

 

***

اميدوارم كه بتونيد كمال استفاده رو ازاين مطلب و مطلب (Word Stems 1&2) ببريد ؛چونكه درترجمه متون و درك بسيار مهم هستند!

 

Regards!

***Abroshan***

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:36 توسط محمدامین آب روشن |